خیابانِ بیرون تا ساعت ده صبح پر از صداست. ساعت پنج، بیشتر صدای بالا رفتن کرکرههاست و صدای جعبههایی که با احتیاط زمین گذاشته میشوند تا میوهٔ ته جعبه له نشود.
این مجموعه یک کوچهٔ باریک را دنبال میکند؛ از لحظهای که نور به لبهٔ بام میرسد تا لحظهای که کسی میایستد و قیمت میپرسد. هیچچیز اینجا چیده نشده است. عکسها در چهار صبح گرفته شدهاند، به همان ترتیبی که صبحها گذشتند.
ترتیب روایت
- مکان
- آدم
- محیط
- کنش
- جزئیات
- رابطه
- لحظهٔ آرام
- قاب پایانی

کوچه رو به شرق است؛ نور اول به بالای دیوار میرسد و حدود بیست دقیقه بعد به کف کوچه.

کرکره با یک حرکت بالا میرود، با شانه و نه با دست؛ هر صبح به همان شکل و در همان ساعت.


پشت پیشخان جای یک نفر است و یک چهارپایه. اجناس تا سقف چیده شدهاند، بر اساس اینکه هر چیز چقدر لازم میشود، نه بر اساس اندازه.

جعبهها دوتا دوتا از وانت پایین میآیند. شمارش یک بار با صدای بلند گفته میشود و جایی نوشته نمیشود.

قیمتی نوشتهشده پشت یک جعبهٔ مقوایی، دو بار اصلاحشده.


فلاسک دو بار از عرض کوچه رد میشود، پیش از آنکه هیچکدام از دو مغازه باز شود.
حدود ده دقیقه بعد از تمامشدن بارگیری، هیچکس در کوچه کار مشخصی نمیکند.

هر چیزی اینجا دو بار اتفاق میافتد: یک بار برای کسانی که در کوچه کار میکنند، و یک ساعت بعد برای بقیه.

ساعت هفت کوچه پر است و نور یکدست شده. صبح تمام شده است، به آن معنایی که اینجا اهمیت دارد.
یادداشتهای میدانی
- عکاسی در چهار صبح انجام شده است. TODO(content): تاریخها تأیید شود.
- رضایت پیش از عکاسی حضوری توضیح داده شد و ترجیح هر فرد برای نحوهٔ معرفی ثبت شد.
- ویرایش فقط شامل نوردهی، تعادل رنگ و برش است. چیزی اضافه یا حذف نشده است.
اگر به پروژهٔ شما نزدیک است
میتوانید کمک کنید این روایت را بگوییم؟
معمولاً یک گفتوگوی کوتاه کافی است تا روشن شود آیا یک مکان، یک زمانبندی و مجموعهای از اجازهها میتوانند روایتی مثل این را نگه دارند یا نه.